سینماگرCineuste

اصطلاحی وزین تر از کارگردان که فرانسوی ها (معمولاً در مورد فیلمسازان مهم و هنرمند) به کار میبرند.  



  صدای اپتیکOptical sound

 

صدایی که به صورت تکه های تاریک – روشن و خطوط زیگ – زاگ در حاشیه نوار فیلم،کنار تصویر، در یک نوار ممتد نقش می بندد و موقع نمایش فیلم، یک چشم الکتریکی تصویر آن را میگیرد و به صدا تبدیل می کند. «صدای اپتیک» روش معمول ضبط صدا بر فیلم است.  



  صدای مستقیمDirect sound

 

صدای سرصحنه، صدابرداری از صحنه در حین و مقارن با فیلمبرداری.  



  صدای مغناطیسیMagnetic sound

 

صدایی که بر نوار مغناطیسی ضبط شده باشد مثل نوار ضبط صوت.
موقع فیلمبرداری، صدا (شامل گفتگوها و سروصداها) جداگانه بر نوار ضبط میشود. این نوار بعداً با نوار موسیقی ترکیب (mix) میشود و در دستگاه «ترکیب کننده» (mixer) به صورت یک نوار تصویری، بر حاشیه فیلم ضبط میگردد و صورت صدای اپتیک را به خود می گیرد.
در مواردی یک حاشیه و مغزی باریک نوار مغناطیسی در کناره ی فیلم میدهند و صدا بر این حاشیه ضبط میگردد.









  صحنه (1)scene

صحنه کوچکترین واحد کامل فیلم است. یک سلسله «نما» یا یک «نما» که در یک محل می گذرد و تشکیل یک واقعه را می دهد. صحنه معادل با «بند» (پاراگراف) درکتاب است.  



  صحنه (2)s&t

محل و زمینه وقوع صحنه فیلم که معمولاً در استودیوی فیلمبرداری و به طور مصنوعی (با دکور) ساخته میشود.  



  صحنه یاب (ویوفایندر)View finder

«چشمی» مخصوصی که فیلمبردار از پشت آن صحنه را نگاه می کند که ببیند صحنه از دریچه نگاه دوربین فیلمبرداری به چه صورتی دیده












صدایی که به صورت تکه های تاریک – روشن و خطوط زیگ – زاگ در حاشیه نوار فیلم،کنار تصویر، در یک نوار ممتد نقش می بندد و موقع نمایش فیلم، یک چشم الکتریکی تصویر آن را میگیرد و به صدا تبدیل می کند. «صدای اپتیک» روش معمول ضبط صدا بر فیلم است.  



  صدای مستقیمDirect sound

 

صدای سرصحنه، صدابرداری از صحنه در حین و مقارن با فیلمبرداری.  



  صدای مغناطیسیMagnetic sound

 

صدایی که بر نوار مغناطیسی ضبط شده باشد مثل نوار ضبط صوت.
موقع فیلمبرداری، صدا (شامل گفتگوها و سروصداها) جداگانه بر نوار ضبط میشود. این نوار بعداً با نوار موسیقی ترکیب (mix) میشود و در دستگاه «ترکیب کننده» (mixer) به صورت یک نوار تصویری، بر حاشیه فیلم ضبط میگردد و صورت صدای اپتیک را به خود می گیرد.
در مواردی یک حاشیه و مغزی باریک نوار مغناطیسی در کناره ی فیلم میدهند و صدا بر این حاشیه ضبط میگردد.
 



  صحنه (1)scene

صحنه کوچکترین واحد کامل فیلم است. یک سلسله «نما» یا یک «نما» که در یک محل می گذرد و تشکیل یک واقعه را می دهد. صحنه معادل با «بند» (پاراگراف) درکتاب است.  



  صحنه (2)s&t

محل و زمینه وقوع صحنه فیلم که معمولاً در استودیوی فیلمبرداری و به طور مصنوعی (با دکور) ساخته میشود.  



  صحنه یاب (ویوفایندر)View finder

«چشمی» مخصوصی که فیلمبردار از پشت آن صحنه را نگاه می کند که ببیند صحنه از دریچه نگاه دوربین فیلمبرداری به چه صورتی دیده میشود و بر فیلم به چه صورتی ضبط خواهد شد.
«صحنه یاب» سر دوربین سوار استژع در عین حال جدا هم میتواند باشد که کارگردان یا فیلمبردار در دست بگیرد و از نقاط و زوایای مختلف صحنه را از زیرنظر بگذراند تا مناسبترین محل را برایقرار دادن دوربین پیدا کند.
 



  طراح هنریArt Director

 

به مسئول این کار، گاهی «طراح اثر» production Designeهم گفته میشود. طراح مطابق با تاریخ و زمان وقوع ماجرای فیلم و فضای موردنظر و سبک کارگردان،زمینه های وقوع و وسایل را طرح می ریزد و سایرین طرحهای او را پیداه می کنند.
این اصطلاح در ایران به غلط «کارگردان هنری» ترجمه شده است که بیشتر در کارهای تلویزیونی رایج است و مراد از آن همان «کارگردان» میباشد. نقطه مقابل این تعبیر «کارگردان فنی» گذاشته اند که مقصود از آن تدوین کننده سرصحنه یا مسئول انتخاب دوربینهای چندگانه میباشد. در کل هر دو تعبیر کارگردان هنری و کارگردان فنی غلط میباشد.
 



  عدسی (لنز)Lens

 

عدسی دوربین فیلمبرداری ، عدسیهای معمولی فاصله کانونی شان بین 30تا50 میلیمتر است. عدسیهای دارای فاصله کانونی بیشتر از حد Long Lenses برای گرفتن «نما»های دور به کار میروند. (وTelephoto Lens هم خوانده میشوند). عدسیهای دارای فاصله کانونی کمتر از حد معمول short focus Lensesحوزه دیدی بیشتر از حدمعمول را دربرمیگیرند (و عدسی Wide Angle هم خوانده میشوند).  



  عدسی زومZoom Lens

عدســی دارای فاصله کانونی قابل تغییــر از حد یک «عدسی زاویه بــاز» wide Angle عدسی تله فتوTele photoم» شبیه به تلسکوپ و دوربینهای یک چشمی در خود جمع شونده است و به فیلمبردار این امکان را می دهد که در حین کار، بدون حرکت دادن دوربین، موضوع فیلمبرداری را جلو بیاورد یا عقب ببرد.  



  عمق صحنهDepth Field

قسمتی از حوزه دید عدسی دوربین که در آن جسم دارای وضوح (focus) است و جزییات خطوطش به روشنی دیده میشود.  



  فاین کاتFine cut

 

برش ریز و دقیق، وصل «نما»ها و صحنه ها به هم، جوری که فیلم جریان و بیانی روان (و علیرغم قطع «نما»ها) بدون جهش و تمیز داشته باشد. «فاین کات» برش است، دقیق، درمقابل، برش خام و ناپرورده «راف کات» Rough cut که صرفاً سرهم چسباندن «نما»ها و «برداشت» ها (Tukes) به ترتیب تقدم و تأخر آنها در سناریو است، بدون توجه به ریزه کاریها و تمیزی و روانی قطع و وصل «نما»ها.  

 


  دالی (ارابه) Dolly

 

سکویی چرخدار برای حرکت دادن دوربین فیلمبرداری که معمولاً برای دقت و بی صدایی با دست حرکت داده میشود. ارابه گاهی روی ریل و گاهی با چرخهای لاستیکی روی سطوح صاف قابل حرکت است فیلمبردار و مسئول تنظیم عدسی براین سکوی چرخدار قرار می گیرند.
حرکت دوربین روی سکوی چرخدار را هم Dolly می گویند.



  دستگاه نمایشProjector

همان که به فارسی اصطلاحاً آپارات می گویند.  



  دکوپاژDecoupage

طرح و شکل فنی فیلم به ترتیب و نظام نماها، حرکت دوربین و سایرخصوصیات فنی در فیلمنامه نویسی. «دکوپاژ» کردن فیلمنامه یعنی بعداز نوشتن شرح صحنه و گفتگوها. اضافه کردن نکات فنی مربوط به فیلمبرداری، مثل نوع «نما» (نزدیک ، دور و ...) حرکت دوربین، نوع عدسی و غیره. فرانسوی ها محسوس نبود. اصطلاح «دکوپاژ پلاستیک» را به کار میبرند.
لازم به ذکر است دکوپاژ کردن فیلمنامه فقط توسط کارگردان صورت می گیرد و فیلمنامه نویس اجازه نوشتن فیلمنامه دکوپاژ شده را ندارد.
 



  دوربین ذهنیSubjective camera

 

«نما»یی که ظاهراً از دریچه چشم قهرمان داستان یا کسی که تماشاگر صحنه است نشان داده میشود. یعنی دوربینی جای چشم (و داخل ذهن) او قرار دارد.
این اصطلاح همچنین معادل است با «نمای دید) The point of view shot که اختصاراً P.O.V گفته میشود.
 



  دیزآلوت داخل تصاویر Dissolve

محو تدریجی یک تصویر و ظهور تدریجی تصویری دیگر بر آن تداخل تصویرها یک جور نقطه گذاری در بیان داستان و نمودار گذشت زمان و تغییر مکان است.
تداخل تصویرها را Lump Dissolveهم می گویند.
 



  دیفوزرDiffuser

ورقه ای از جنس پارچه ظریف و یا گاز (شبکه ریزبافت) جلوی منبع نور صحنه قرار داده میشود که نوری که موقع فیلمبرداری بر صحنه می تابد پخش شود تا سایه روزشنها به اصطلاح نرم شوند. برخی این اصطلاح را دیفیوز نیز تلفظ می کنند.  



  راشRushes

نسخه چاپ شده (مثبت) نگاتیوهای فیلمبرداری شده همراه با صدا را «راش» می نامند. بازبینی «راش» ها برای کنترل نتیجه کار انجام می گیرد. در پایان فیلمبرداری «راش» ها دراختیار تدوین کننده فیلم قرار می گیرد تا در دومرحله تدوین اولیه (راف کات) و تدوین نهایی (ناین کات) به صحنه های فیلمبرداری شده نظم و ریتم پیشرفت منطقی داستان را بدهد.  



  راف کات Rough cut

 

یکی از مراحل تدوین فیلم، بریدن فیلم و سرهم کردن صحنه ها، به نحوی که صحنه ها فقط مطابق تداوم داستانی دنبال هم قرار بگیرند و بین «نما» های منفر پیوند تمیز و بدون جهش نباشد.  



  رفلکتور Reflector

سطح شفاف بازتاباننده نور (معمولاً دارای آب نقره) که در فیلمبرداری صحنههای نارنجی نور خورشید را به وسیله آن به صحنه باز می تابانند و وسیله ای برای تأمین روشنایی صحنه است.  



  رویداد موازیParallel Action

 

دو واقعه ی همزمان که در فیلم به طور موازی و همگام پیش برده شوند. نظیر صحنه ای که در آن کسی قصد قهرمان زن فیلم را داشته باشد و در همین خلال ما قهرمان مرد داستان را ببینیم که دارد به سرعت و شتابان خود را به محل واقعه میرساند تا زن را نجات دهد و این دو واقعه مرتب به طور متناوب، یک تکه از یکی و تکه ای از دیگری، نشان داده شوند. شیوه نشان دادن متناوب این دو واقعه را تدوین و قطع موازی می گویند.  



  زاویه، زاویه دید Angel,Angel of view

زاویه ای که در آن نگاه دوربین فیلمبرداری «موضوع» را دربرمی گیرد. عدسی زاویه بازwide Angle حوزه وسیعتری را شامل میشود. عدسی تله فتو Telephoto (مخصوص فیلمبرداری از دور) حوزه باریکتری را نشان میدهد. دوربین اگر از پایین به موضوع نگاه کنند، از زاویه سربالا Low Angle فیلمبرداری می کند و برعکس از زاویه سرازیرHigh Angle فیلمبرداری می کند.  



  زاویه مخالفReverse Angle

«نما»یی که جهت مقابل و مخالف «نما»ی قبل از خود را نشان میدهد. مثل صحنه گفتگو که اول یک شخص نشان داده میشود و بعد در زاویه مخالف طرف مقابل وی.  



  سروصداهای متفرقهSound Effects

تمام صداهای فیلم به جز گفتگوها و موسیقی،سروصداهای مختلف (صدای پا،موتور اتومبیل، ریزش آب، غرش هواپیما و غیره).  



  سکانس (فصل)Sequence

 

قسمتی از فیلم که خود به خود جزئی کامل است و معمولاً با «روشن شدن تدریجی تصویر»Fade-in شروع و به «تاریکی تدریجی» Fade-outختم میشود. اگر خواسته باشیم فیلم را به داستان بلند شبیه کنیم< «سکانس» معادل «فصل» در کتاب خواهد بود.  



  سناریو (فیلمنامه)Scenario

 

واژه ای ایتالیایی، طرح داستان فیلم که صحنه به صحنه و فصل به فصل دنبال هم آمده و نمودار وقایع و شخصیتهای ماجرا باشد. این واژه در سینمای فرانسه و ایتالیا مرسوم است و معادل آن ....... آمریکا و انگلیس Screen play است.

 


  تدوین Editing

 

تدوین فیلم عبارت است از سلسله مراتب جمع آوری «نما»های منفرد و جمع فیلم و نوارهای صوتی و درهم کردن آنها به صورت یک واحد پیوسته متشکل و معنی دار.
تدوین به شکل بدوی و ابتدایی یعنی به هم وصل کردن«نما»های فیلم برحسب ردیفی که قبلاً در سناریو معین شده است. به صورتی جامعتر و وسیع تر، تدوین هنر شکل و نظام، روح معنی و وزن (ریتم) بخشیدن به اجزا ضرورتاً جدا فیلمبرداری شده است، به طوری که از درهم شدن این اجزا «فیلم» (منظور و حرف فلیمساز) حاصل گردد. بسیاری از فیلمسازان معتقدند که فیلم در اتاق تدوین ساخته میشود و تدوین کننده میتواند فیلم را احیا کند.



  تدوین کننده Editor

متصدی تدوین فیلم که بانظر کارگردان «نما»های مختلف و غالباً پراکنده را برحسب شماره هایی که دارند، به هم می چسباند. تدوین کننده ضمن این عمل صدای هر «نما» را نیز با آن «سینک» (تطبیق) می کند. لازم به توضیح است که شماره هر «نما» و «سکانس» (فصل) و «برداشت» در آغاز هربار فیلمبرداری روی «کلاکت» نوشته میشود و متصدی «کلاکت» شماره «نما» و سایر مشخصات آن را با صدای بلند ادا می کند تا روی نوار صدا ضبط شود. آنگاه دسته کلاکت را به هم می کوبد. صدای این ضربه روی نوار صدا و تصویر به هم خورد کلاکت روی فیلم، راهنمای سینک صدا و تصویر خواهد بود.  



  تدوین موازیCross-cutting

قطع متناوب از یک صحنه به صحنه دیگر و نشان دادن تکه ای از یک واقعه و تکه ای از واقعه ای دیگر به صورتی که دو ماجرا به طور موازی و متناوب پیش برده شود. به عبارتی دو واقعه همزمان درحال روی دادن است.  



  تصاویر روی همMultiple-Exposure

یک نمای واحد که از چاپ و یا روی هم افتادن دویا چند تصویر مختلف تشکیل شده باشد. به طوریکه طرح هر یک از تصاویر (هرچندمحو) ازخلال سایر تصاویر پیدا باشد (مثل چهره ای بر زمینه یک ساختمان و روی این دو تصویر صفحه روزنامه ای). این تدبیر برای خلاصه و فشرده بیان کردن یک خبر و یا انتقال حس، حالت یا فضایی خاص به کار میرود.
به این نوع نما «سوپر ایمپوزیشن» supperimposition نیز گفته میشود.
 



  تصاویر کنارهمMultiple-Image

موقعی که در کادر یک «نمای» واحد دو یا چند تصویر مشابه یا مختلف درکنارهم ظاهر شوند. مثلاً در فیلمهای قدیمی گاهی در صحنه ای که دونفر به هم تلفن می کردند، هرکدام را در یک طرف کادر نشان می دادند که با خطی از وسط جدا شده بودند. به این تدبیر (پرده قسمت شده) split screen هم گفته میشود.

 


  تصویر کمی محوSoft Focus

تصویری مه آلود و نه چندان واضح که به وسیله قراردادن صافی های مخصوص یا شیشه های آغشته به «وازلین» جلوی عدسی دوربین فیلمبرداری به دست می آید. خطوط اجسام دراین نوع تصویر کمی محو است و در فیلمهای قدیمی بیشتر در نشان دادن صحنه های عاشقانه و رویایی به کار میرفت.  



  تهیه کنندهProducer

کسی که بساط مادی و نیروی خلاقه انسانی فیلم را فراهم و جمع می کند. چنین کسی میتواند شخصاً سرمایه گذار فیلم باشد و یا برای یک سرمایه گذار کار کند، قصه ای را پیدا کند (یا به او عرضه شود) نویسنده ای را به کار تهیه فیلمنامه بگمارد، کارگدان و هنرپیشه ها و سایر افراد کادر سازنده فیلم را استخدام کند و مواظب مخارج و حسن اجرای برنامه تهیه فیلم باشد.  



  تیلتTilt

حرکت عمودی دوربین روی محور ثابت، مثل شخصی که ایستاده و طول ساختمان بلندی را از بالا تا پایین (یا برعکس) با حرکت سر نگاه کند.  



  جمپ کات (قطع ناگهانی)Jump cut

 

 

جهش غیرمنتظره در جریان روایت تصویری، بیشتر برای خلاصه و فشرده کردن سلسله وقایع، به کار میرود مثلاً مردی از اتاقش در منزل خارج میشسود. قطع به: به اتاق کارش در اداره وارد میشود.
البته اگر دونما به صورتی غلط که موجب پرش شود به هم وصل شوند نیز از این اصطلاح استفاده میشود. مثلاً فردی در نقطه «الف» نشسته است و سخن می گوید ناگهان ببینیم ادامه سخن او در همان مکان قبلی اما در نقطه «ب» جریان دارد. گویا فرد مذکور از نقطه «الف» به نقطه «ب» در یک آن پریده است. این عمل از عیوب تدوین به حساب می آید. این اصطلاح را جامپ نیز تلفظ می کنند.
 



  حرکت Action

 

دستوری که کارگردان موقع فیلمبرداری برای شروع بازی به هنرپیشه ها می دهد. این دستور شامل چهارقسمت است:
نور LIght که مسئولین چراغها و نورافکنها را روشن می کنند.
صدا soundمتصدی ضبط صدا، ضبط صوت را به کار می اندازد و با صدای بلند ضبط صدا را اعلام می کند.
دوربین cameraمتصدی دوربین، دستگاه را به کار می اندازد.
حرکتAction هنرپیشه ها، بازی را شروع می کنند.
 



  حرکت آرام (اسلوموشن)slow motion

 

حرکاتی که روی پرده سینما کندتر از حرکت معمولی جلوه کند. اگر با دوربین فیلمبرداری به بای 24 کادر در ثانیه که سرعت عادی است تعداد بیشتری کادر (مثلاً 48 کادر) در ثانیه فیلم بگیرند، فیلم موقع نمایش حرکات را کند و کشدار نشان میدهد.  



  حرکت سریع (فست موشن)Fast motion

وقتی که فیلم به میزانی کمتر از 24 کادر در ثانیه (مثلاً 12 کادر در ثانیه) فیلمبرداری شود. موقع نمایش، حرکات سریعتر از معمول به نظر میرسد. این اصطلاح را Accelerated هم می گویند.  



  حرکت معکوسRevers motion

 

حرکتی خلاف جهت واقعی و طبیعی، مثل عقب حرکت کردن آدمها و اتومبیلها، جهش از سطح استخر به روی تخته شیرجه و غیره. اگر موقع فیلمبرداری دوربین را وارونه کنند و از صحنه فیلم بگیرند و بعد این تکه فیلم گرفته شده را دربیاورند و سروته کنند و در وسط تکه قبل و بعد خود بچسبانند. حرکت اشیا و اشخاص دراین تکه از فیلم معکوس خواهد بود. در فیلمهای حرفه ای این عمل غالباً در لابراتوارانجام میشود.  



  قصه های سینماییspecial Effects

اثرات و حالات مخصوص سینمایی که به آن به طور کلی «قصه های سینمایی» هم اطلاق میشود. در فیلمسازی عموماً یعنی چیزی را که واقعاً رخ نداده (و گاه نمیتواند رخ دهد) با تدابیری مطابق واقع جلوه دادن (یا اثر و حالت واقعیت را ایجاد کردن). تمام آنچه که غیراز فیلمبرداری از مناظر و اتفاقات و عملی در فیلم می آید، شامل همین حالات و اثرات مخصوص میشود، این اثرات در نتیجه ساختگی و غیرمستند هستند (یعنی در فیلم مستند جایی ندارند). در نوشته های شروع فیلم تفاوتی گذاشته میشود بین «اثرات مخصوص» speciall Effects و «اثرات مخصوص فیلمبرداری» special photographic effects«اثرات مخصوص» تمام چیزهایی است که عملاً جلوی دوربین انجام میشود و شامل رویدادهای خطرناک و غیرعادی، آتش سوزی، زلزله، توفان، پرت شدن از بلندی، نیزه به تن فرورفتن و امثالهم میشود.
اغلب دراین موارد نمونه (مدل) های کوچکتر از واقع به کار میرود. «اثرات مخصوص فیلمبرداری) شامل بعضی بدیهیات ونقطه گذاریهای فیلمی مثل محو وتداخل تصویر( Dissolve)، کند یا سریعتر شدن فیلم، ثابت شدن تصویر وتحرک دادن به تصویر یا جسم ثابت (Animation) و امثالهم میشود. به حلقه های سینمایی جلوه های ویژه نیز گفته میشود.
 



  خارجیExterior

 

این کلمه و کلمه مقابلش «داخلی» Interior در فیلمنامه یکی از دو کلمه مشخص کننده هرفصل از ماجراست. در شروع فصل قید میشود که خارجی یا داخلی است و در روز یا در شب می گذرد. بدیهی است که صحنه خارجی ممکن است که در محوطه داخل استودیو و فیلمبرداری و به جای صحنه خارجی واقعی قلمداد شود.
آوردن این دوکلمه (خارجی یا داخلی) بیشتر به کار فیلمبردار و کارگردان می آید. زیرار نگ نور خورشید و مهتاب با رنگ نور لامپ تنگستن متفاوت است و باید برای یکدست شدن رنگ از فیلتر مخصوص استفاده شود. (رنگ نور خورشیدسفید و رنگ لامپ تنگستن زرد یا نارنجی است. البته رنگ نورخورشید و مهتاب سفید مایل به آبی ما باشد).
 

 


  آنونس (برنامه آینده) Trailer

فیلم کوتاهی که برابر با سه یا چهار دقیقه برای معرفی و تبلیغ یک فیلم آینده ساخته و درهم میشود و معمولاً شامل لحظه های حساس و جذاب فیلم است.



  آیریس
Iris-in
Iris-out

این یک جور نقطه گذاری سینمایی برای ختم یک صحنه و شروع صحنه بعدی و نشان دادن گذشت زمان بین دوصحنه است. تصویر به شکلی دایره وار کم کم می چرخد و بسته میشود ((Iris-out)) و در صحنه بعدی، به تدریج باز میشود.  



  اسکارOscar

جایزه ای است به صورت مجسمه ای مطلا درحدود 30 سانتی متر که آکادمی علوم و هنرهای سینمای آمریکا سالی یکبار در زمینه های زیر اعطا می کند:
بازیگری، کارگردانی، تهیه، فیلمبرداری، سناریونویسی، طراحی لباس، طراحی دکور، موسیقی، تدوین، صدابرداری، حقه ها، فیلم مستند، فیلم کوتاه زنده، فیلم کوتاه نقاشی متحرک و فیلم خارجی.
 



  اسلپ استیک Slup stick

کمدی پرتحرک و خرابکارانه، کمدی بزن و بشکن، چک تخته ای.
یک جور فیلم کمدی که مخصوصاً در دوره سینمای صامت بسیار رایج بود و پراز صحنه های به هم ریختن و نورد کردن و حرکات آکروباتیک هنرپیشه ها است و مشخصه ای اغلب آنها یک یا چند تعقیب و فرار و پرتاب کیکهای خامه ای است.
 



  امولسیون Emulsion

 

سطح حساس فیلم خام، آلوده به مواد شیمیایی که تصویر بر آن نقش می بندد. با تغییراتی که در میزان ترکیب این مواد داده میشود قابلیت و سرعت جذب نور فیلم فرق می کند. این سرعت جذب با حروف اختصاری ASAیا DIN مشخص میشود. فیلمهایی که ASA یا DINآنها بیشتر است. قابلیت جذب نور بیشتری را دارند. یعنی در روشناییهای کمتری هم از آنها میشود استفاده کرد و بالعکس.  



  انیمیشن Animiation

 

شیوه فیلمسازی که در آن به اجسام و تصاویر (معمولاً نقاشی شده) بی حرکت، تحرک بخشیده میشود. این کار با دوربین مخصوص فیلمبرداری منقطع و کادر به کادر صورت می گیرد. یعنی برای یک حرکت 1ثانیه ای 24تصویر از جسم یا نقاشی در حالتهای مختلف گرفته میشود که بعداز نمایش به صورت عادی حرکت طبیعی جلوه می کند.

انیمیشن به شاخه های زیر تقسیم میشود:
نقاشی متحرک Animation cartoon کهبراساس نقاشی از شخصیتهای داستانی شکل می گیرد.
فیلمهای عروسکی Pvppet Film عروسکها بر زمینه دکورهای سه بعدی و برجسته حرکت داده میشوند. به علت ظرافت پردازی در دکور و لباس و سایر اجزا، این نوع فیلمسازی دشوارتر از نقاشی متحرک است، درنتیجه رواج کمتری دارد.
در این شیوه گاهی به جای عروسک از اسجام دیگر استفاده میشود و بیشترین کاربرد آن فیلمهای تبلیغاتی است نوع جدیدی از انیمیشن نیز روایج شده است که تحت عنوان کلی انیمیشن رایانه ای می گنجد. به خاطر قابلیت بالای رایانه میتوان هر نوع انیمیشنی را در این قالب تولید کرد.
 



  برداشت Take

 

یک نوبت فیلمبرداری از یک «نما» یا یک صحنه است. برداشت در واقع همان «نما» shot (شات) است.  



  بک پروجکشن Back projection

 

شیوه تاباندن فیلم روی یک پرده شفاف در پشت سر موضوع فیلمبرداری (دستگاه نمایش در آن سوی پرده شفاف قرار دارد) و بعد فیلمبرداری از مجموع اندو. یعنی از موضوع و از فیلمی که پشت سر او روی پرده شفاف تابانده شده است. با این نحو مناظر خارجی را که قبلاً گرفته شده در استودیوی فیلمبرداری پشت سر هنرپیشه روی پرده شفاف می تابانند و از این رو با هم فیلم میگیرند و درنتیجه دیگر لزومی به بردن هنرپیشه به خارج از استودیو فیلمبرداری در محیط بیرون نیست. یک نمونه رایج فیلمبرداری به این طریق صحنه ای است که هنرپیشه ها در اتومبیلی نشسته اند و پشت سر آنها منظره ای در حال حرکت دیده میشود.
به این شیوه Rear projection و پرده شفاف Trance parent هم می گویند.
این شیوه امروزه جای خود را بیشتر به نمایش فیلم از روبرو Frint projection داده است.
 



  بوم Boom

 

 

دسته بلندی که میکروفن صدابرداری را موقع فیلمبرداری بر سر آن نصب می کنند و خارج از حوزه دید دوربین بالای سر هنرپیشه ها نگاه میدارند و همراه با حرکت آنان این طرف و آنطرف میبرند.  



  پرده سینماscreen

پرده کل نمایش فیلم که فیلم بر آن تابانده میشود. این پرده ممکن است سطحی مات (غیرشفاف) باشد. پرده های رایج سینماهای امروز الیاف نقره ای دارد و سوراخ سوراخ است تا اولاً نور را بازنتاباند و ثانیاً صدای بلندگوها از پشت پرده رد شود.  



  پزیتیوPositive

 

نسخه ای که بعداز چاپ در لابراتوار از روی نسخه منفی (نگاتیف) به دست می آید و تصویر آن، تصویر واقعی است و هر جسمی به شکلی که در عالم واقع هست دیده میشود.  



  پلان سکانسPlan-sequence

اصطلاح فرانسوی به معنی یک «فصل» از فیلم که به صورت یک «نمای» طولانی بدون قطع گرفته شده باشد. به این اصطلاح، seqvence shop هم گفته میشود.  



  پن pan

حرکت افقی دوربین از راست به چپ یا بالعکس روی پایه ثابت. حرکتی شبیه به کسی که ثابت ایستاده است و سرش را از چپ به راست یا بالعکس حرکت میدهد و افق را از زیرنظر می گذراند. این حرکت نیم دایره ای است.  



  پیکسیلیشن Pixillation

شیوه ای در تحرک دادن به آدمها یا اشیاء واقعی به طوری که حرکت کردن آنها حالت و شتاب حرکت واقعی را نداشته باشد. از حرکت آدمها دراین شیوه به شبیه لغزیدنی سریع بر زمین جلوه می کند).
فیلمبرداری به شیوه یک کادر در هر چند ثانیه انجام میشود. در فاصله بین دوکادر پشت سر هم. جسم یا آدمها را پا به پا می کنند و در هم شدن کادرها و نمایش آنها حرکتی سریع تر از معمول و حالتی اغلب مضحک را به وجود می آورد. (این حرکت با حرکت تند شده Accelerated motion تفاوت دارد.)
 



  تاریکی بیش از معمول Low key Lighting

 

نورپردازی به شیوه ای که در آن تاریکی و قسمتهای سایه دار صحنه بیشتر باشد. از این طرز نورپردازی در فیلمهای خاص برای ایجاد حالت گرفتگی، اندوه و استفاده می کنند.