یک فیلمنامه ی فیلم كوتاه می تواند شانس خوبی برای یک نویسنده باشد. اما برای اینکه شانس خوبی به حساب اید باید سعی کنید فیلمنامه ی خود را به بهترین شکل ممکن ارائه دهید.

فیلم های کوتاه از نظر ساختاری چیزی کمتر از داستان گویی سینماتیک ندارند. اگرچه احتمالآ دارمدی از أن نخواهید داشت و یا با پخش آن در تلویزیون با محدودیت هایی مواجه خواهید شد اما فیلم های کوتاه گاهی اوقات در سینماها پخش می شوند یا جایزه هایی می برند در واقع مانند مقدمه ای برای استعداد شما هستند.

بهترین قسمت در مورد فیلم کوتاه این است که هر چیزی می تواند باشد. بعد از بودجه یا محدودیت های فیلم برداری بزرگترین محدودیتی که بوجود می آید ذهن خود ماست. سعی کنید ذهن خود را آزاد بگذارید تا براحتی از یک موضوع به موضوعی دیگر بپرد و یا یا بیان های مختلف برای موضوع شما جستجو کند.

فیلم عبارت است از تعریف داستان به زبان تصویر که در واقع اقتصادی ترین روش برای بیان داستان است. و در فیلم های کوتاه اقتصاد مهمترین مسئله است. قانون طلایی فیلمسازی را به یاد آورید: نشان دهید, نگویید. ایده و داستان را می تواند فقط با تصویر در ذهن بیننده پروراند بدون اینکه نیاز باشد مستقیمآ موضوع داستان را بگویید. پس در فیلم کوتاه شما فقط با تصویر بدون وابستگی به منطق و زمان می توانید داستان خود را بیان کنید.

بهترین فیلم های کوتاه اغلب لحظاتی هستند که بطور عادی اتفاق می افتند اما دارای داستانی درون خود هستند. مانند کشمکشی که باید حل شود و یا محدودیت زمانی که برای انجام کاری وجود دارد یا مسئله ای وجود دارد که شخصیتی یاد انتخاب کند. در واقع فیلم کوتاه بهانه ای برای شکستن قوانین نیست بلکه فرصتی است تا در حد ممکن به مرزهای قوانین سینماتیک برای داستان گویی فشار بیاورید.

درباره نحوه ی نمایش فیلم خود فکر کنید. آیا داستان شما دارای پتانسیلی برای بیان جهانی می باشد؟ بینندگانتان چه چیزی خواهند فهمید و چه زمانی خواهند فهمید؟ چه چیزی حدس خواهند زد؟ چه سوالاتی خواهند داشت که نیازمند جواب است؟ و چه چیزی می توانید نشان دهید بدون اینکه لازم باشد آن را بگویید؟

نکات کلیدی در نوشتن فیلم کوتاه

هر چه کوتاهتر بهتر

شما با فیلمی مثلآ حدود ۳ دقیقه بیشتر مورد توجه قرار می گیرید تا با فیلمی حدود ۲۰ دقیقه. ساختار فیلم کوتاه شاید به شما محدوده ای حدود ۳۰ دقیقه را اجازه دهد اما محدود فیلم کوتاه هایی هستند که با چنین مدت زمانی مورد توجه قرار می گیرند. داستان ها را در هر مدت زمانی می توان بیان کرد. حتی می توان فیلمی ۳۰ ثانیه ای با ساختار کامل داستانی بیان کرد.

ساده بگیرید

مسائل جنسی, سفر در زمان, سرقت جواهرات یا به راه افتادن سیلابهای خطرناک!!!

از اینگونه مسائل پیچیده دوری کنید. موضوع را ساده و کوتاه بگیرید. دادن اطلاعات بیش از حد در کمتر از ۱۰ دقیقه بینندگان شما را بیشتر مظرب می کند تا اینکه آنها را سرگرم کند. یک مدل بیان یا نقطه داستانی در نظر بگیرید و دقیق و واضح موضوع خود را بیان کنید تا تعقیبش آسان باشد.

نقطه شروع

بعد از اینکه موضوع خود را انتخاب کردید در این مورد که از کجا برای تعریف آن شروع کنید فکر کنید. نقطه شروع می تواند هر کدام از لحظات ماجرا باشد و مهم این است که بتوانید بیننده ی خود را با نحوه ی بیان خود کنجکاو نگاه دارید.

بالانس و تعادل

نصف وقت خود را صرف بیان شخصیت خود نکنید که بعد ماجرا بلافاصله اتفاق افتاده یا شخصیت را در تختش بخوابانید و به سراغ عناوین بروید. از آنجایی که زمان کوتاه است و همه چیز به سرعت اتفاق می افتد سعی کنید برای تمامی نقاط داستانی مدت زمان برابری داشته باشید.

از درام سنگین دوری کنید

ببخشید اما باید پذیرفت که برای اکثر ما غیر ممکن است که در مدت زمان کوتاهی با موضوع و شخصیت ها ارتباط برقرار کنیم و سپس درام سنگینی را بپذیریم. مثلآ اگر علی اشتباهآ به سارا شلیک کرده باشد درک و کنار آمدن با این موضوع دشوار است چرا که ما چند دقیقه بیشتر آنها را نمی شناسیم. شاید گریه و اندوه علی به بهترین نحو اجرا شده باشد اما اگر بینندگان به میزان کافی مقعیت و شخصیتها را نشناخته باشند بیشتر از یک سکوت غیر قابل تحمل چیزی عاید شما نمی شود. البته نویسندگانی وجود دارند که در این مورد استثنا هستند اما برای اکثر ماها و بخصوص مبتدی ها از احساسات سنگین دوری کنید.

برای دیدن سرگرم کننده باشد

منظور این نیست که صحنه های آتش بازی داشته باشید یا با هرزگی یا از هنرپیشه های خیلی زیبا استفاده کنید, این مسئله ای نیست که موقع نوشتن فیلمنامه بتوان به آن تضمین داد.

سعی کنید صحنه هایی یا لحظاتی را خلق کنید که حداقل خنده ای یا مختصرآ ترسی ایجاد کنید. چیزی که مردم بخواهند بعدآ به دوستانشان نشان دهند. وقتی فیلمی کوتاه است بهتر است یک جمله ی اسای و اصلی داشته باشد.

موضوع مهمتر از کلاس کار

فیلمنامه ای ننویسید که هول محل خاص و ژیچیده ای است یا طوری باشد که مثلآ کرجی یا ویلای شیکی دارید که می خواهید حتمآ انجا فیلم بگیرید که آنرا به نمایش بگذارید. ببینده به محل فیلمبرداری مثل کرجی یا ویلا یا فضا یا مقابل فلان رستوران گران قیمت بودن اهمیتی نمی دهد مگر اینکه شما بخواهید او را مجبور کنید.

مراقب کلیشه ها باشید

زیرا بسیاری از آنها در فیلم های کوتاه وجود دارند. مانند: استخدام قاتل, دزدی مسلحانه از پستخانه, آدم هایی که می بینند خودشان می میرند یا مرده اند, کودکانی که نماد معصومیت هستند, روابط غیرمشروع یا تجاوزی, فیلم های در مورد نوشتن یا فیلمسازی, تعریف جوک ها و یا غرق در خود شدن.

چیزی بنویسید که آنرا میدانید و احساس می کنید تا اینکه موضوع دست دومی باشد که از فیلم دیگری دیده اید. بیانی استفاده کنید تازه و منحصربفد و غیر منتظره باشد. چنین فرصتی را خیلی در کار نویسندگی خود بدست نخواهید آورد.

در مورد ساختن آن فکر کنید

همیشه با بودجه ای کم و محدود فکر کنید. هیچوقت پول کافی برای ساختن فیلم کوتاه وجود ندارد. به یاد داشته باشید تکنولوژی دیجیتال بسیاری از سختی ها را برای فیلمسازان هموار کرده است. پس بهتر از در این مورد هم اطلاعات داشته باشید تا با بهترین استفاده از آن راحتترین و ارزان تر راه را برای فیلمسازی انتخاب کنید. به یاد داشته باشید بودجه که به این معنی نیست که فیلم کوتاهی بسازید که به نظر کم ارزش و ارزان بیاید مگر اینکه شما خواستار کم ارزش جلوه دادان آن باشید.

کارگردانی فیلمنامه خود بزرگترین تله برای نویسنده ها

بسیاری از فسلمسازان با استعداد داستان های خود را می نویسند. اما مراقب کارگردانی کار خود باشیدزیرا شما می خواهید کار خود را در طی پروژه کنترل کنید. همکاری خلاقانه تجربه ی بسیار مفیدی برای شما باشد اما اگر شما یک کارگردان بی تجربه باشید اما دارد نوشته ی خود را خراب کنید. به فستیوال بروید و با افراد آشنا شوید کسانیکه می توانید با آنها در ایم ضمینه همکاری کنید.

فکری برای ارائه ی فیلمنامه خود کنید

کار سختی نیست که نوشته ی خود برای خواندن آسان کنید. و همیشه ارزش این را دارد که کار خود را بازنویسی یا ویرایش کنید. هیچ عذری برای عدم ارائه کارتان به بهترین شکل ممکن وجود ندارد.

تا جایی که می توانید فیلم کوتاه ببینید

هیچ منبعی بهتر از دیدن فیلم کوتاه و هیچ چیزی بهتر از دانستن چیزی هایی که قبل از شما ساخته شده نیست. این کار می تواند به خلاقیت شما و باز کردن محدودیت های تفکری ذهن شما کمک کند.


نکاتی که باید مراقب آن باشید
منطق ها یا دنیاهایی که با هم در تضاد هستند
ایده هایی که بیش از حد مفهومی هستند
کمبود بیان داستانی
کمبود پرداخت شخصیت ها
کمبود تمرکز و برش
حرکت و تکرار بی هدف
دیالوگ تشریحی
جوک های طولانی که جمله اساسی ناموفقی دارند

پس از نوشتار فیلمنامه شما می توانید وارد مرحله ساختن فیلم کوتاه شوید.


فیلمنامه نویس آدم متفاوتی است و مسائل متفاوتی دارد
_________________________________________________________________________________


: فیلمنامه کوتاه
چگونه فیلمنامه كوتاه بنویسیم؟

نویسندگان: پت کوپر و کن دنسیگر
مترجم: مریم باقری

منبع : سایت تبیان

مفهوم و شیوه بازبینی

اولین چرك نویس ها برای این هستند كه شما درك كنید داستانی را كه بیان می كنید، اصولاً درباره چیست. پس از آن، بازبینی این چرك نویس ها با توجه به آگاهی كه نسبت به داستان و موضوع آن دارید، می تواند چه بسط و توسعه ایده اولیه شما كمك كند و آن را بهبود بخشد. مسلما اولین چرك نویس ها نقایص بی شماری دارد كه شما باید جرئت پذیرفتن آن را داشته باشید تا بتوانید نقص آن ها را برطرف كنید و به نتیجه مطلوب برسید.

برنارد مالامود

یك چرك نویس دقیقاً چیست؟ در اهداف ما چرك نویس بازنویسی اصل متن است. در كار روی اولین چرك نویس ها، از این كه تنها بخواهید جزئیات كوچك را بررسی و آنها را درست كنید، خودداری كنید و در عوض سعی كنید دیالوگ ها و مونولوگ های بلند را كوتاه كنید. در دومین مرحله بازبینی چرك نویس به شما خواهیم آموخت كه چطور دیالوگ های خود را ویرایش كنید و صیقل دهید. در حال حاضر تنها كافی است نگاهی به بخش ششم كه در آن در مورد دیالوگ در نقش كنش نمایشی صحبت شد بیندازید و مروری بر آن داشته باشید.

نویسنده و كارگردان بزرگ تاریخ سینما، اینگمار برگمان، طی مصاحبه در دهه 80، در مورد نوشتن و بازنویسی یك متن چنین گفته است :

«اولین تصاویری كه در ذهنم شكل می گیرند، معمولاً خیلی مبهم هستند و واقعاً نمی فهمم كه چه چیز می خواهند به من بگویند. اما سعی می كنم آنها را برای خودم روشن كنم. من نیاز مبرم به برقراری ارتباط دارم و در میان همین ارتباطات است كه به آن چه در ذهن دارم شكل می بخشم و آنها را به هم پیوند می زنم و از این طریق آنها را درك می كنم.»

برای برخی از نویسندگان، بازنویسی یك متن بسیار لذت بخش تر از نوشتن اولین چرك نویس است، در حالی كه برای برخی دیگر ممكن است این روند بسیار كسل كننده و طولانی به نظر رسد. با پیشنهاد چند گزینه زیر قصد داریم لذت این روند را برای شما بیشتر و خسته كننده بودن آن را كمتر كنیم.

پیش به سوی دومین چرك نویس

اول از همه روی متن خود چندین كپی بگیرید.

جایی را پیدا كنید كه بتوانید متن را تنها و بدون زحمت و با صدای بلند برای خود بخوانید. خواندن شما باید به شیوه محاوره ای و به گونه ای باشد كه گویی در حال مكالمه با كسی هستید و اگر تنها زیر لب برای خود زمزمه كنید، هدف این تمرین را تأمین نكرده اید. نكته مهم این است كه در زمان خواندن متن به بررسی و ارزیابی آن نپردازید و تنها آن را بخوانید و جلو بروید. بعد از اتمام خواندن متن در مرتبه اول، چند دقیقه ای صبركنید تا متن تأثیر خود را بگذارد. آن گاه برای بار دوم شروع به خواندن آن كنید و این بار مداد و خودكاری هم دم دست خود قرار دهید. دوباره متن را با صدای بلند بخوانید و زیربخش ها و خطوطی كه فكر می كنید گیج كننده یا غیرضروری هستند، خط بكشید. و همین كار را با بخش هایی كه فكر می كنید شما را برای خواندن و جلو رفتن بیشتر مشتاق می كنند نیز انجام دهید.

حال از خود سؤالات كلیدی را كه در زیر آمده است، بپرسید:

آیا در صورتی كه شخص دیگری را جایگزین قهرمان داستان كنید، ممكن است داستانتان بهتر شود؟ و اگر چنین است كدام شخصیت؟

آیا كاتالیزور برای به وجود آوردن نیاز در قهرمان به اندازه كافی قدرتمند و برانگیزاننده است و اگر نیست چطور می توان به آن توان بخشید؟

اگر تصمیم دارید شخصیت دیگر را به جای قهرمان فعلی امتحان كنید، آیا كاتالیزور قبلی توانایی لازم برای به وجود آوردن كنش نمایشی را در مورد قهرمان جدید دارد؟

آیا كنش نمایشی قهرمان یا نیاز او سبب به وجود آمدن كشمكش در داستان می شود؟

اگر پاسخ شما منفی است چرا این اتفاق نمی افتد؟ آیا تغییر در كنش نمایشی قهرمان و یا ضد قهرمان و تقویت آن به برطرف كردن این مهم كمك خواهند كرد؟ آیا قهرمان شما بیش از اندازه منفعل است؟ این مسئله مهمی است كه همیشه به خاطر داشته باشید كه ذات و اساس هر نمایشی ایجاد كشمكش میان شخصیت های نمادین نمایش است.

و سرانجام، آیا وضع ظاهری شخصیت ها و لوكیشنی كه انتخاب كرده اید، فضای احساسی را كه مد نظر شماست به وجود می آورد یا نمی آورد؟ آیا استفاده از صدا و یا تصویر خاصی به ایجاد فضای دلخواه شما كمكی خواهد كرد؟

تجربه های دردناك زندگی می تواند مورد داستانی ای را فراهم كند كه به طور برابر به كمدی، ملودراما و یا تراژدی ختم شوند. همه چیز به دیدگاه نویسنده و نوع نگرش او نسبت به وقایع بستگی دارد. در اینجا مروری بر تكالیف گذشته و نوع نگاهی كه در انجام آنها داشته اید، می تواند مفید واقع شود. به عنوان نویسنده، در انجام آن تكالیف، چطور به مسائل مختلف نگاه كرده اید؟ آن گاه متوجه خواهید شد در صورتی كه تمایلات طبیعی خود را در نوشتن متن دنبال كنید و با آنها مقابله كنید، نوشتن و بازنویسی آسان تر خواهد بود.

برای روشن كردن این مطلب، دو فیلم به كارگردانی و نویسندگی وودی آلن را در نظر می گیریم؛ فیلم صحنه های داخلی ملودرامی است كه تحت تاثیر فیلم های برگمان (وودی آلن همیشه برگمان را استاد خود نامیده است) و كمدی آنی هال كه شرح حال نصفه نیمه ای از زندگی خود آلن نیز هست، تحت تأثیر كمدی هایی است كه همانند كمدی های اولیه وودی آلن یك شخصیت احمق و خل و چل قهرمان داستان است. هردوی این فیلم ها روی قهرمانانی تمركز دارند كه از نظر روانی دچار اختلال هستند. اما صحنه های داخلی با استفاده از مواد خام به ملودرامی ضعیف و بسیار بد تبدیل شد، در حالی كه آنی هال با همان موضوع كمدی شاهكار از آب درآمد.

به این نكته توجه كنید؛ در صورتی كه در یك فیلم ملودرام از صحنه های كمیك استفاده كنیم، بسیار تاثیرگذار است. فیلم هایی نظیر همشهری كین، نابخشوده و خواب بزرگ از این خصوصیت برخوردار هستند. البته باید توجه كنید كه همه این فیلم ها فیلم های بلند داستانی هستند كه به تغییر لحن در آنها سبب برهم خوردن حس تماشاگران و فاصله گرفتن آنها از داستان نمی شود. در صورتی كه استفاده از این ترفند در فیلمنامه كوتاهتان با وجود مشكلاتی كه دارد برایتان جذاب است، بهتر است در همین چرك نویس های ابتدایی آن را وارد داستان خود كنید.

سازمان دهی جدید ساختار متن

سوالات بیشتر: آیا ساختار متن شما به درستی و همان طور كه می خواهید كار می كند و جلو می رود؟ به تمام متن از بالا به پایین نگاهی بیندازید و ببینید آیا حوادث و اتفاقات توانسته اند كاتالیزور و نقطه اوج مناسبی را در داستان پدید آورند؟

در زندگی واقعی، اتفاقات به همان صورتی رخ می دهند كه باید رخ دهند و هیچ ترتیب خاصی برای به وقوع پیوستن آنها وجود ندارد. در حالی كه در هنر فیلمنامه نویسی، این نویسنده است كه تصمیم می گیرد كه کدام اتفاق چند وقت باید بیفتد، زیرا اوست كه ساختار متن را تعیین می كند و به آن شكل می بخشد و این شكل نقش اصلی را در تعیین موضوع فیلم ایفا می كند.

آن چه در ادامه می آید، بیانگر روشی آسان برای بررسی و سازمان دهی جدید ساختار فیلمنامه كوتاه شماست. اگر این ساختار برای شما سخت به نظر می رسد، از آن بگذرید و تنها به عنوان نكاتی مفید آن را به خاطر داشته باشید.

كپی دوم و تمیز از متن خود را بردارید و قسمت ابتدایی و انتهای ساختار نمایشی هر بخش را همان طور كه در بخش پنج در مورد آن صحبت كردیم، علامت گذاری كنید. كنش را وارد آن كنید، كاتالیزور را قرار دهید، كنش را گسترش دهید و مشكلات كنش را برطرف كنید.

زیر بحران به وجود آمده برای شخصیت ها خط بكشید و آن را با نقطه اوج تمام كنید. هر كدام از این بخش ها را هر چند كوتاه باشند، ببرید و جدا كنید. قسمت های بریده شده را به همان ترتیبی كه هستند روی میز یا زمین بچینید و سپس آنها را به هم بزنید. چه اتفاقی می افتد و قتی مثلاً حادثه C قبل از حادثه A بیاید؟ یا حادثه B قبل از نقطه اوج اتفاق می افتد؟ در حقیقت، آن چه شما در تلاش برای انجام آن هستید، این است كه حوادثی خلق كنید كه تنش داستانتان را افزایش دهند و به نقطه اوجی موفق و پایانی معقول برسند.

اگر ترجیح می دهید كه از فایل كارت هایی استفاده كنید كه توصیف كوتاهی در مورد هر حادثه در آن ذكر شده است، این كار را انجام دهید. زمانی كه مقدار زیادی راش مستند وجود داشته باشد، تدوینگران قدیمی برای تعیین ساختار مواد موجود، معمولاً از همین روش استفاده می كنند.

از هر روشی كه استفاده می كنید، با ذهن باز به مواد كه دارید توجه كنید، شاید بتوانید با جایگزین كردن و یا به هم زدن ترتیب حوادث اثربخشی فیلمنامه كوتاه خود را افزایش دهید. اگر چیزی به ذهنتان نرسید، به همان ترتیب گذشته ادامه دهید.

نوشتن دومین نسخه چرك نویس

در اینجا، به سؤالاتی كه در بالا آورده شده بود، تا آنجا كه می توانید به خوبی پاسخ دهید. در صورت امكان ساختار متن را چك و اصلاح كنید و خود را برای ادامه كار آماده كنید. در صورتی كه پیشنهادها و تمرین هایی را كه در بالا آمده بود، دنبال كرده باشید، در حال حاضر در مرحله بازبینی متن خود هستید. به خاطر داشته باشید كه فیلمنامه نویسان حرفه ای هم راهی برای گذشتن از نوشتن چرك نویس دوم، سوم و حتی چهارم ندارند. فیلمنامه فوق العاده رابرت تُن، محله چینی ها، به ششمین چرك نویس هم رسید. نوشتن یك فیلمنامه مخصوصاً فیلمنامه اُرژینال نیاز به تلاش بسیار دارد كه در آن خطا نیز به وفور رخ می دهد و درست مانند سفری اكتشافی است.

زمان مناسبی را برای انجام این نسخه چرك نویس خود قرار دهید و تا زمانی كه از نتیجه كار خود راضی نبوده اید، دست از كار نكشید. وقتی این نسخه چرك نویس تمام شد، قبل از رفتن به سراغ تمرین بعدی به مدت یك هفته آن را كنار بگذارید. # حذف موارد غیرضروری

ریموند چندلر در كتاب خود با نام نوشتن فیلمنامه می گوید: «چالش... یعنی گفتن مهم ترین مفاهیم در كوتاه ترین جملات و سپس برداشتن نیمی از جملات كوتاه در حالی كه اثربخشی خود را همچنان حفظ كرده است. چنین تكنیکی به تجربه نیاز دارد.» به این منظور، پیشنهاد می كنیم به سراغ متن خود بروید و هر آن چه را كه غیرضروری به نظر می رسد، حذف كنید و تنها موارد ضروری و جزئیاتی را كه فكر می كنید تماشاگران برای درك فیلم به آن نیاز دارند، باقی بگذارید.

در داستان گریه آور، ماتیو گلدنبرگ و مایكل اسلاونز اولین تصوری را كه از استفانی ارائه می دهند، به این شكل است: «دختری 20 ساله با موهای بلوند و زیبایی كلاسیك كه بسیار بی حوصله به نظر می رسد.» در این نسخه پایانی تنها جزئیات ضروری باقی مانده اند.

هم اكنون به بخش ششم، قسمت دیالوگ، نگاهی بیندازید. سپس هر آن چه در متن به نظرتان غیرضروری می آید و می توانید به جای توصیفات اضافه از حركت فیزیكی و یا مكث استفاده كنید، حذف كنید. ممكن است بخواهید متن خود را بلند بخوانید تا ببینید كه آیا همه چیز درست است و آیا شخصیت هایتان به همان شكل و با همان لحنی كه می خواهید صحبت می كنند، آیا طرز صحبت كردن شخصیت ها به واقعیت زندگی و درونی شان نزدیك است؟ (در زندگی عادی، خیلی از ما نحوه صحبتمان با آدم های مختلف متفاوت است.) هر تغییری كه می خواهید را اعمال كنید و خود را آماده كنید تا به مراحل بعدی بروید.

بازخورد

همان طور كه ضرب المثل نیز می گوید، احتیاط شرط عقل است. زمانی كه می خواهید از نظرات دیگران استفاده كنید، شرط عقل این است كه به سراغ دوستان و خانواده تان نروید مگر این كه آنها فیلمنامه نویس و یا فیلم ساز باشند. خیلی از مردم با فیلمنامه هیچ آشنایی ندارند و نمی دانند در برابر چنین فیملنامه ای كه هنوز در مراحل مقدماتی خود است و ساختار منسجمی پیدا نكرده چطور باید واكنش نشان دهند. خیلی از مواقع آنها از چیزی كه نوشته اید متحیر می شوند و به طور قابل درك ممكن است بیشتر جذب خود شما شوند تا آن چه نوشته اید. شاید زمانی كه به اندازه كافی از كسانی كه آگاه هستند بازخورد گرفتید، بتوانید نوشته تان را به دوستان نشان دهید، اما قبل از آن، این كار درست به نظر نمی رسد. آن چه كه در حال حاضر احتیاج دارید، گرفتن پیشنهاد و بازخوردهای لازم از كسانی است كه در این زمینه به اندازه كافی آگاهی و تجربه داشته باشند تا بتوانند شما را به درستی حمایت كنند.

قبل از این كه نوشته تان را تحویل كسی دهید آن را بخواند، گوشزد كنید نوشته ای كه به او می دهید، تنها چرك نویس است و برای همین نیازی نیست كه فعلاً پیشنهاداتی برای ویرایش ساده توصیف دیالوگ ها یا قسمتی از متن به شما بدهند. آن چه شما اكنون نیاز دارید، برداشت های اولیه آنها از متن، نظر آنها در مورد داستان فیلمنامه و مشكلات احتمالی در شخصیت پردازی است. اگرچه شنیدن پیشنهادها و نظرها اغلب می تواند كمك كننده و بهبود دهنده باشد، اما به خوانندگان خود متذكر شوید كه در حال حاضر تنها نیاز دارید بدانید مشكلات متن در كجاست و اكنون نیازی به حل آنها ندارید.

همه، حتی نویسندگان حرفه ای نیز به طور طبیعی دوست دارند در برابر پیشنهادها و نظرهای دیگران از كار خود دفاع كنند. برای همین شاید شنیدن این مسئله كه نوشته تان بیهوده است، دردناك به نظر برسد، اما شما باید تنها و خصوصی برای درست كردن فیلمنامه تان سخت كار كنید. زیرا می بایست پیشنهادها و حتی نظرهای ناامیدكننده آنها را به عنوان یك هدیه برای خود بدانید و این مسئله باید روی دیدگاه شما تأثیر بگذارد.

اگر در یك كارگاه فیلمنامه نویسی هستید، ممكن است تمام آن چه را از نظرات دیگران می خواهید، در یك جلسه به دست آورید. اما در صورتی كه در كارگاهی حضور ندارید، از خوانندگان منتخب خود بخواهید كه در عرض یك هفته نظر خود را نسبت به نوشته تان بدهند. با این وجود می توانید در مدت زمان كم روی بازخوردها تمركز كنید و به سراغ نسخه بعدی چرك نویس بروید. اگر خواننده شما فرصت این كار را نداشت چرك نویس را از او بگیرید و به كس دیگری بدهید، برای این كه مهم این است كه به جلو حركت كنید. زمانی كه دومین چرك نویس را به پایان رساندید و برای خواندن آن با دو الی سه نفر به توافق رسیدید، آن را كنار بگذارید و خودتان را به یك شام و یا تماشای یك فیلم دعوت كنید.

پیش به سوی نوشتن سومین چرك نویس

پس از تأمل روی نظرها و پیشنهادهای دیگران و تصمیم در این مورد كه كدام یك بیشتر به ذهنیت شما نزدیك است و می خواهید آن را به كار ببرید، زمان آن است كه به سراغ نوشتن سومین چرك نویس بروید و از تكنیك هایی که برای بازبینی آموخته اید استفاده كنید. زمانی كه نوشتن این چرك نویس را به پایان بردید، این بار بهتر است نوشته تان را در اختیار بازیگرانی قرار دهید تا آن را در كارگاه و یا جمعی كوچك از كسانی كه می شناسید و می دانید كه در این زمینه آگاهی لازم را دارند، بخوانند.

در این شیوه، بازیگران شما پشت یك میز، رو به تماشاگران می نشینند و یك راوی نیز هماره آنها در كناری می نشیند و تمام توصیفاتی را برای توصیف چگونگی دیالوگ آمده است به عنوان مثال «با ناراحتی» یا «كنایه ای»). راوی می تواند در صورت لزوم قسمت های كوتاه متن را نیز بخواند. ایده آل این است كه بازیگران متن را یك بار پیش از اجرا در مقابل تماشاگران، برای خود بخوانند تا با حسی كه لازم است در زمان اجرا و اجرای دیالوگ ها داشته باشند، آشنا شوند. زمان كافی برای این كه بازیگران بتوانند سؤالات خود را از شما بپرسند بگذارید و برای آنها توضیح دهید كه انتظار دارید یك اجرای كامل داشته باشند. آن چه شما می خواهید، این است كه بدانید نوشته تان خوب از آب درآمده است یا خیر.

زمانی كه بازیگران برای شروع آماده شدند، به مهمانانی كه برای شنیدن متن شما از زبان بازیگران دعوت شد اند، خوشامد بگویید و یك دفتر یادداشت برای نوشتن نكات لازم در زمان اجرا به همراه خود داشته باشید. بخواهید سوال های خود را بپرسند و نظرات و پیشنهادهای خود را بدهند. در زمان سؤال و جواب رودروی آنها نشسته و به سؤالات آنها پاسخ دهید. همیشه سؤال های نسبت به پیشنهادها كارایی بیشتری داشته اند.

پس از جلسه خواندن و بحث و نظرسنجی، حال باید به این نتیجه برسید كه آیا نوشته شما تنها به اصلاحی جزئی نیاز دارد یا این كه باید به سراغ چرك نویس دیگری بروید و یا اصلاً با توجه به بازخوردهایی كه دریافت كرده اید، به سراغ نوشتن فیلمنامه كوتاه دیگری بروید.

نویسندگان: پت کوپر و کن دنسیگر
مترجم: مریم باقری


--------------------------------------------------------------------------------
گرد آوری: گروه سینما و تلویزیون سایت تبیان زنجان